Sunday, August 23, 2009

اخباراستقلال

مصائب استقلال چیست ؟



مصائب استقلال چیست ؟



پيروزي استقلال بر فولاد که برنده اين مسابقه را در هفته سوم فصل به امتياز هفت رساند و در کورس بالاي جدول صاحب موقعيت قابل اتکايي کرد، در حالي به دست آمد که نشانه هاي فني بازي استقلال، اين تيم را چندان صاحب قوه خلاقه، هماهنگي و سرعت نشان نمي داد؛ استقلال در اين مسابقه البته تيم برتر ميدان بود و استحقاق پيروزي را داشت، اما معايب پرشمار فني آن هم غير قابل کتمان بود.

صمد مرفاوي تيم خود را با دو تغيير در ترکيب و آرايه هاي شماتيک بازي به ميدان فرستاد؛ به اين ترتيب که نسبت به بازي قبل، کاظمي و برهاني جانشين عنايتي و اکبرپور شدند و مرکز خط مياني و زوج خط حمله استقلال تغيير يافت. در مرکز ميدان کاظمي جلوتر از کيانوش رحمتي، نقش هافبک طراح را بازي کرد که توأم با نمايش موفقيت آميزي نبود. استقلال در اين ناحيه از غيبت جباري و جانواريو به شدت ضرر ديده و شايد عمده ترين عامل کمبود سرعت و خلاقيت اين تيم را بتوان در همين عامل جستجو کرد. خط حمله استقلال هم از زوج برهاني- مجيدي به جايي نرسيد و شايد بهتر بود مرفاوي از مجيدي همچنان به عنوان هافبک مياني طراح بهره مي گرفت. مهاجمان استقلال در نيمه اول مسابقه چندان خطرساز نبودند و ناهماهنگي ميان اين دو کاملاً مشهود بود.

نکته اينجاست که با توجه به خصوصيات فني مشابه برهاني و مجيدي در کار حمله، استفاده از اين دو به عنوان زوج اصولاً نمي تواند درست باشد و شايد از همين رو بود که مرفاوي از برهاني به عنوان مهاجم درگير ( Striker ) در پشت سر مجيدي(فوروارد هدف) استفاده کرد تا شايد بخشي از نقيصه را جبران کند؛ اما سرکشي برهاني به مناطق پشت سر يک سوم دفاعي فولاد از توان هجومي استقلال کاسته بود و مجيدي هم قادر نبود نقش يک تمام کننده در نوک حمله را اجرا کند. بنابراين زوج حمله استقلال جور نمي شد.

فولاد مقابل چنين استقلالي در نيمه اول به يک تساوي دست يافت، اما مشخص بود که توان ناچيز دفاعي اين تيم که با معدود حملات استقلال متزلزل نشان مي داد، سرانجام دردسرساز خواهد شد. استقلال نيمه دوم را با يک تغيير در خط حمله آغاز کرد و عنايتي جانشين مجيدي شد و دقايقي بعد از حضورش بر اثر اشتباه علوي و چمن آرا و مدافع مياني فولاد، تک گل بازي را به ثمر رساند. گويا نيمکت نشيني در نيمه اول بازي از عنايتي مهاجمي متفاوت از دو بازي قبلي ساخته بود، زيرا پس از حضور وي در ميدان استقلال خطرسازتر مي نمود و حتي مي توانست گلهاي بيشتري هم بزند. از دقايق مياني نيمه دوم فولاد براي جبران گل خورده با فرارهاي بارتولوويچ از جناح چپ استقلال خطرساز شد اما صادقي منطقه را خوب پوشش داد و موجب شد تا کم کاري بيک زاده بر روي خط کناري زمين به چشم نيايد.

درباره فولاد اهواز بايد به اين نکته اشاره کرد که با وجود جذب چند بازيکن مؤثر در سطحي بسيار پايين تر از فصل قبل بازي مي کند و جاي مجيد جلالي مربي متفکر و با شخصيت اين تيم بسيار خالي به نظر مي رسد. در اينکه لوکابوناچيچ مربي توانمندي است ترديدي وجود ندارد، اما هنوز معلوم نيست که چرا فولاديها پس از کسب موفقيتهاي چشمگير با مجيد جلالي اين مربي را کنار گذاشتند!

استقلال 20 دقيقه پاياني مسابقه را به روش دفاع- ضدحمله پشت سر گذاشت و در تحليل اين دقايق مي توان گفت که حالا ديگر خط دفاع اين تيم در سيستم خطي جا افتاده و استقلال در حالت دفاعي از سوي خط دفاع کمتر مشکلي را احساس مي کند؛ اما منتظري و بيک زاده به عنوان مدافع کناري عمل همکاري با هافبکهاي کناري تيم و تکميل بازي آنان را به درستي انجام نمي دهند و به همين دليل است که حرکتهاي خسرو حيدري و اميد روانخواه آنقدر ناقص باقي مي ماند.

No comments:

Post a Comment