Saturday, September 26, 2009

نقش‌هاي ماندگار


شخصيت‌هاي فيلم‌هاي خوب، همچون انسان‌هاي واقعي زنده‌اند و اگر در فيلمنامه به اقتضاي داستان، زندگي‌شان خاتمه يابد، در دنياي اذهان، ناميرا و ابدي‌اند. نقش‌هاي ماندگاري كه به «تاريخ» مي‌پيوندند:


«هري»‌در‌«داشتن‌و‌نداشتن»1

هري مورگان، يك لنج‌دار به ظاهر بي‌رغبت به جبهه‌گيري‌هاي سياسي موجود در كشورش است. سرش به كار خودش گرم است و انگيزه‌اي براي به خطر انداختن موقعيتش با وارد‌‌شدن به كارهاي سياسي ندارد، اما با اين حال مي‌بينيم كه او قلباً مخالف با جريان سياسي حاكم است و اين مخالفت را در قالب گوشه و كنايه‌اش به افسري كه او را مورد بازخواست قرار داده نشان مي‌دهد.

هري شجاع است. «دوبورسا»ي انقلابي در جايي صريحا به اين ويژگي شخصيتي هري اشاره مي‌كند. اگر ايستادن هري در مقابل «جانسون» را آنجا كه به خاطر «ادي» او را تهديد مي‌كند مصداق شجاعتش ندانيم، بي‌باكي‌اش در افشاي هويت خود و جانسون در جواب «پل كلر» مفتش را به هيچ عنوان نمي‌توانيم منكر شويم: «اسم اون جانسونه و من مورگان. در هتل ماركيز زندگي مي‌كنيم. كافيه؟» و در ادامه هم مي‌بينيم كه همين شجاعت هري است كه او را در به سرانجام رساندن ماموريت سياسي هموطنانش ياري مي‌دهد. شجاعت هري با مخالفت دروني‌اش نسبت به جريانات حاكم روز، دست به دست هم مي‌دهند تا او در كار بازجو وقتي با سوالات پي‌درپي‌اش «مري» را تحت فشار قرار داده دخالت كند و اينچنين براي نخستين بار مخالفت باطني‌اش را با جريان سياسي حاكم آشكار كند: «هري (به مري:) مجبور نيستي جواب بدي/ بازجو (به هري:) خفه شو/ هري (به مري:) جواب نده/ بازجو: گفتم خفه شو/ هري (به بازجو:) ادامه بده منو بزن/ بازجو: بسه ناخدا، اين كه دعوا نيست. فقط مي‌خواهيم ته و توي اين قضيه رو در بياريم/ هري: با كتك و توهين به مردم؟ براتون متاسفم.»

رابطه هري با مري رابطه بخصوصي است. هري اصولاً توجهي به جنس زن ندارد و علاقه‌اش به مري از عجايب شخصيت اوست! با اين همه او آنقدر بيچاره مري نشده كه ثبات شخصيت مثال زدني‌اش را از دست بدهد و خودش را گم كند، بلكه اين مري است كه مطابق ميل هري تغيير مي‌كند تا بتواند لياقت عشق او را داشته باشد.

از ديگر ويژگي‌هاي شخصيتي هري، مناعت طبع اوست. او هم به لحاظ مادي و هم فكري مستقل است و مغرور. غرور به معناي مثبت كلمه. حتي وقتي طرف حسابش دختري مثل «مري» باشد: «مري: تو فكر مي‌كني من همه‌ش دروغ مي‌گم نه؟ خب سي دلار ناقابل هم هست. البته براي اجاره قايق يا هر وسيله ديگه‌اي كافي نيست اما براي شنيدن پاسخ «نه» كافيه و البته اگه بخواي برش داري/ هري: متأسفم اسليم، تو دختر خوبي هستي، اما من.../ مري: چيزي از كسي نمي‌خواي نه؟ هري: درسته» و به دنبال همين استقلال و آزادي شخصيتي است كه هري تصميم مي‌گيرد علناً وارد سياست شود و بدون هيچ چشمداشت مادي و معنوي، داوطلبانه به جرگه مبارزان آزاديخواه كشورش بپيوندد.

پانوشت

1- محصول 1944 آمريكا، كارگردان: هوارد هاكس، بازيگران: همفري بوگارت، لورن باكال


No comments:

Post a Comment